سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
48
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
من زيد يعنى كيست زيد . در جواب گفته مىشود : اخوك يعنى برادر تو مىباشد . كه تقدير : زيد اخوك است پس ر اينمثال زيد برمعنايش دلالت كرده ولى بدون آنكه در كلام ذكر شود بلكه مجيب آن را مفروض و مقدّر در نظر گرفته است . ج : دلالت منوىّ و مراد از آن اينستكه لفظ دالّ برمعنا در كلام نبوده و مقدّر نيز نباشد بلكه در نيّت متكلّم است . و فرق بين منوىّ و مقدّر آنست كه : متكلّم لفظ مقدّر را مىتواند در كلام اظهار نمايد بدون اينكه خللى باصل كلام يا بحسن آن وارد كند چنانچه در مثال گذشته اگر متكلّم در جواب بگويد : زيد اخوك هيچ محذور و ايرادى در بين نيست . ولى لفظ منوىّ را نمىتوان در كلام ابراز نمود چه آنكه در صورت ذكر يا كلام از نظر اهل لسان و ادباء غلط است و يا حسنش آسيب مىبيند . و مىتوان فرق ديگرى بين آن دو گذارد و آن اينستكه : لفظ مقدّر بسا متكلّم التفات و توجّه بوجودش ندارد بلكه ديگران براى تصحيح كلام متكلّم آن را فرض و در تقدير مىآورند ولى لفظ منوىّ امكان ندارد كه از نيّت و خاطر متكلّم محو و پنهان بوده و وى به آن التفات و عنايتى نداشته باشد . و بهرتقدير لفظ منوىّ خود به دو گونه استعمال مىگردد : د : آنكه با لفظ تحقيقى در نيّت باشد همچون فاعل در كلّيّه موارد استتار وجوبى و جوازى نظير فاعل در « اضرب » كه كلمه « انت » است و آن در نيّت متكلّم بوده و با لفظ تحقيقى « اضرب » يعنى لفظى كه حقيقتا در كلام مذكور است همراه مىباشد . ه : آنكه با لفظ مقدّر در نيّت است مانند لفظ منوىّ « هو » در جواب